سفیران عشق

خرید بک لینک
دیروز آخرین روز کلاس بود و من از خود بی خود . . . ؛  چند بار ازم پرسیدی و برام نوشتی که چرا ناراحتی ؛ گفتم چیزیم نیست  ، خوبم . دیروز به بهانه لوح و امضا چند بار مقابل هم بودیم و تو این لحضه های کوتاه تنها چشم و دل و ذهنم محو صورتی بود که عاشقشم ؛ تو در قابی بودی و من محو تماشای تو .  .  . ؛ گفتی با ماشین ساعت ۲ قرار گذاشتی و بهم گفتی تو برو با اتوبوس با بقیه . من که یه فکرایی داشتم گفتم نه میمونم و مکالمه با باید بری ه تو تموم شد . تو ساعت انتراک کلاس بیرون رفتم وسراغ گل فروشی گرفتم ، گفت اینجا گلدون دارن و گل شاخه ای نیست . . . برنامم بود با گل بیرون مجموعه انتظارت رو بکشم و گل آخرین چیزی باشه که میگیری و دوباره ببینمت هر چند کوتاه . .  که نشد و نشد . من با اتوبوس رفتم و تو با سواری منتها با اتوبوس جسمی بود و  با سواری تمام دل وحضورم که همراهت رفت . دوستت دارم بت زیبا خیلی خیلی و خیلی . . .  سفیران عشق...

ما را در سایت سفیران عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:36

دیدار یار غـایب ،
دانی چہ ذوق دارد؟

ابری کہ در بیابان ،
بر تشنه ای ببارد....

سفیران عشق...

ما را در سایت سفیران عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 226 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:36

روزی که من عاشق شدم، عالم سراسر رَشک شدبغضی گلویش را گرفت، چشمان گیتی اشک شدروزی که من عاشق شدم، خورشید تاول زد دلشماه از زمینِ ما گریخت، در آسمان شد منزلشروزی که من عاشق شدم، پروانهها رنگی شدنآتشفشان فواره زد، کوه و کمر سنگی شدنروزی که من عاشق شدم، دریا به دریا باز شدسیمرغ هم بالی گشود، پروازها آغاز شدروزی که من عاشق شدم، نِیهای عالم ساز شدقُمری زبانش را گشود، دنیا پر از آواز شدروزی که من عاشق شدم... سفیران عشق...

ما را در سایت سفیران عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:36

صفحه بندی